...این منم

خرید بک لینک
............................. ایـن منـم .............................من،و دلتنگ و اين شيشۀ خيس.مي نويسم،و فضا.مي نويسم و دو ديوار،چندين گنجشك...من هواي خودم را مي نويسم،كنار مشتي خاك،در دوردست خودم،تنها،نشسته ام،برگ ها روي احساسم مي لغزد...من «ودا» مي خوانم،گاهي نيز طرح مي ريزم سنگي،مرغي،ابري...من كتابم را گشودم زير سقف ناپديد وقت...پنجره اي به پهناي جهان مي گشايم،جاده تهي است،درخت گرانبار ش ...این منم...

ما را در سایت ...این منم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:43

Wait for me and I’ll retu, only wait very hard…Wait when you are filled with sorrow as you watch the yellow rain…Wait when the wind sweeps the snowdrifts…Wait in the sweltering heat…Wait when others have stopped waiting, forgetting their yesterdays…Wait even when from afar no letters come for you…Wait even when others are tired of waiting…Wait for me and I’ll retu, but wait patiently…Wait even ...این منم...

ما را در سایت ...این منم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:43

زندگی چیست...زندگی یک خواب است...یک خواب کوتاه...حتی کوتاهتر...که هر آن ممکن از آن بپری و بیدار شوی و تمام شود...تو وقتی خواب می بینی و می فهمی که در خواب هستی، چه کار می کنی...؟ غیر از این است که تلاش می کنی قبل از بیدار شدن هر چه سریعتر کاری را بکنی می خواهی...کاری که دوستش داری...کاری که شاید در بیداری شدنی نیست...می خواهی از این فرصت استفاده کنی...قبل از اینکه از این خواب کوتاهه کوتاهتر بیدار ...این منم...

ما را در سایت ...این منم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:43

من اگر یک وطن پرست نبودم...قصد رفتن نمی کردم...می ماندم و به پایت می سوختم...اما تو نه همراه می خواهی، نه غمخوار...تو رهایی و آبادانی می خواهی...من چگونه تو را رهایی بخشم وقتی خود در این زندانم...من چگونه تو را بسازم، وقتی خود محتاجانه دستانم خالیست...تا کی باید بسوزی...چرا مقابل چشم مردمت باید بسوزی...من اگر وطن پرست نبودم...می نشستم در آغوشت و بی تفاوت آب شدن و ویران ماندنت را نگاه می کردم...یا ...این منم...

ما را در سایت ...این منم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 56 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:43

دوست دارم رها و بی قید و بند...با یک دوربین، فقط سفر کنم و عکس بگیرم...این آرزو که برآورده شد...

من در حال، لحظه ها را جمع کنم...شما در آینده، اشیاء را...قول میدهم ببازید...

Fiction – Coexit – The xx#

" اين منم..."

...این منم...

ما را در سایت ...این منم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:43

The future is just a fucking concept that we use to avoid being alive today...

" ........"

...این منم...

ما را در سایت ...این منم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:43

آرزوها آدمی را از زندگی محروم می کند...زندگی به معنای جریان زنده عمر...شما آرزو می کنید...تا با توسل به آینده، حال را فراموش کنید...حالی که حتمی ست را به قربانگاه آینده غیر حتمی بردن...آرزوها حاصل نارضایتی شما از حال است...یا در اصل آرزوها حاصل ناتوانی شما از لذت بردن و بهره گیری از حال است...آرزوها فریبکارانه با به باد دادن لحظات جاری زندگی کوتاه و فانی شما تبدیل به بزرگترین خائن عمر می شوند.. ...این منم...

ما را در سایت ...این منم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:43

چگونه از رویاهایم روی گردان شوم و نبات وار شب و روز را نگران سپری کنم و رکود و مرگ را پذیرا باشم...

چه کنم که این تَرک را نتوانم...تو بگو...چه کنم که این ذات را اختیاری نیست...تو بگو...چه کنم...

" اين منم..."

...این منم...

ما را در سایت ...این منم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 78 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:43

............................. ایـن منـم .............................من،و دلتنگ و اين شيشۀ خيس.مي نويسم،و فضا.مي نويسم و دو ديوار،چندين گنجشك...من هواي خودم را مي نويسم،كنار مشتي خاك،در دوردست خودم،تنها،نشسته ام،برگ ها روي احساسم مي لغزد...من «ودا» مي خوانم،گاهي نيز طرح مي ريزم سنگي،مرغي،ابري...من كتابم را گشودم زير سقف ناپديد وقت...پنجره اي به پهناي جهان مي گشايم،جاده تهي است،درخت گرانبار ش ...این منم...

ما را در سایت ...این منم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:43

............................. ایـن منـم .............................من،و دلتنگ و اين شيشۀ خيس.مي نويسم،و فضا.مي نويسم و دو ديوار،چندين گنجشك...من هواي خودم را مي نويسم،كنار مشتي خاك،در دوردست خودم،تنها،نشسته ام،برگ ها روي احساسم مي لغزد...من «ودا» مي خوانم،گاهي نيز طرح مي ريزم سنگي،مرغي،ابري...من كتابم را گشودم زير سقف ناپديد وقت...پنجره اي به پهناي جهان مي گشايم،جاده تهي است،درخت گرانبار ش ...این منم...

ما را در سایت ...این منم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:43

صفحه بندی